1. مسلمانان مغرب‌

تنها افراد كمي قادرند دين خود را ارجمند بدارند، بدون اين‌كه به‌قياس آن با انواع فرودست‌تر اديان نزد ملل ديگر بپردازند. از اين‌رو، دفاعيات‌، به‌طريق نافرجامي‌، به مجادلات تنزل مي‌يافت‌، و تفاهم به تنافر. دو تن مغربي در اين عصر، رساله‌هايي در رد يهود نوشتند؛ احتمال دارد اخراج‌ مسلمانان تقريباً از سراسر اندلس از سوي مسيحيان موجب شده باشد آنان خشمشان را متوجه‌ مردمي كنند كه با آنان حتي بدتر از خودشان رفتار شده بود. ولي بايد اضافه كرد در قلمرو اسلام‌ تعقيب و آزاري قابل قياس با قلمرو مسيحيت براي يهوديان وجود نداشت‌. يهوديان را (مانند ساير غيرمسلمانان‌) جدا نگه مي‌داشتند، ولي با آنان بدرفتاري نمي‌شد.1
اين دو مغربي عبارت بودند از محمدبن علي شقوري و عبدالحق اسلامي‌. اولي كتابي درباب‌ جهاد نوشت و كتاب ديگري درباره‌ٴ لزوم بر سر جاي خود نشاندن يهوديان‌. عبدالحق كه لقب‌ اسلامي حاكي از تازه‌مسلماني اوست‌، مشتاق بود علاقه‌اش را به نابودي ملت خودش نشان دهد و رساله‌اي نوشت با عنوان السيف الممدود في رد اليهود.2
در مقابل اين مرتد يهودي بايد از يك مرتد مسيحي ياد كنيم‌، يعني آنسلمو تورمداي‌ فرانسيسي‌، اهل مايوركا، كه مسلمان شد و دفاعيه‌اي از اسلام در برابر مسيحيت نوشت‌. انتخاب‌ ميان مرتدان و نودينان دشوار است‌، ولي مي‌توان پذيرفت كه تغيير دين تورمدا بيشتر اصالت‌ داشت تا عبدالحق‌. دومي از تغيير لباس سود بيشتري مي‌توانست ببرد تا اولي‌. هرچند ما از دل‌هايشان بي‌خبريم و نمي‌توانيم داوري كنيم‌.

2. مسلمانان مشرق‌

حيات ديني در مشرق هم به‌سبب رقابت‌هاي ميان مذاهب سني با يك‌ديگر و هم كشمكش آنها با شيعيان بغرنج‌تر بود. اين مسائل قبلاً، براي خوانندگان به‌تفصيل بيان شده‌، هرچند براي‌ محققان انديشه‌ٴ اسلامي خيلي مختصر بوده است‌. ولي آنان را مي‌توان به كتاب‌هاي ديگري‌ ارجاع داد كه غالباً به آنها اشاره كرده‌ايم‌.

علاوه بر قرآن و تفسيرهاي آن‌، مهم‌ترين منبع معلومات فقهي اسلامي حديث است‌. مسلمانان از همان آغاز اهميت زيادي براي حديث قايل بودند و براي تأمين و تعيين صحت آن‌ زحمات زيادي مي‌كشيدند. از اين رو، در اوايل اسلام روش‌هايي مشابه روش‌هاي جديد غربي‌


1 .اغلب با يهوديان در اندلس اسلامي بسيار خوب رفتار مي‌شد و بنابراين وقتي از اسپانياي مسيحي‌ رانده شدند، بسياري‌شان به تركيه پناه بردند. بسياري از يهوديان اسپانيايي مسلمان شدند, (Arnold, p. 113, 134, 1896)
2 .درمورد آثار مربوط به مباحثات ميان مسلمانان و ارباب ساير اديان   ¿ (1896 360,-359 p. ,Arnold).